سلام. همين اول كار روز زن رو به مادر عزيزم تبريك مي گم. به مناسبت اين روز يه شعر زيبا از« ايرج ميرزا» نوشتم. اسم شعرش «قلب مادر» هست. واقعا عاليه. شايد تلنگري باشه به كساني كه حرمت مادر خودشون رو نگه نمي دارن. حتما ارزش خوندن رو داره. (من كه اشكم در اومد)
داد معشوقه به عاشق پيغام
كه كند مادر تو با من جنگ
هر كجا بيندم از دور كند
چهره پر چين و جبين پر آژنگ
با نگاه غضب آلود زند
بر دل نازك من تير خدنگ
از در خانه مرا ترد كند
مثل سنگ از دهن قلماسنگ
مادر سنگ دلت تا زنده است
شهر در كام من و توست شَرَنگ
نشوم يك دل و يك رنگ تو را
تا نسازي دل او از خون رنگ
گر تو خواهي به وصالم برسي
بايد اين ساعت ، بي خوف و درنگ
روي و سينه ي تنگش بدري
دل برون آري از آن سينه ي تنگ
گرم و خونين به منش باز آري
تا برد ز آينه ي قلبم زنگ
عاشق بي خرد ناهنجار
نه، فلان فاسد بي عصمت و ننگ
حرمت مادري از ياد ببرد
خيره از باده و ديوانه ز بنگ
رفت و مادر را افكند به خاك
سينه بدريد و دل آورد به چنگ
قصد سر منزل معشوق نمود
دل مادر به كَفَش چون نارَنگ
از قضا خورد دم در به زمين
وندكي سوزش شد او را آرنگ
وان دل گرم كه جان داشت هنوز
اوفتاد از كف آن بي فرهنگ
از زمين باز چو بر خاست نمود
پي برداشتن آن آهنگ
ديد كز آن دل آغشته به خون
آيد آهسته برون اين آهنگ
آه ! دست پسرم يافت خراش
واي ! پاي پسرم خورد به سنگ
«ايرج ميرزا»
+
نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت
5:51 PM  توسط امير حسين بدخشان
|