سلام. اين دفعه يك شعر بسيار زيبا از فريدون مشيري نوشتم.
استاد شجريان هم اين شعر زيبا رو خونده. شعر پر از احساس و معاني ژرف هست. با صداي استاد شجريان معانيش صد برابر بيشتر جلوه مي كنه. پيشنهاد مي كنم حتما اين تصنيف رو گوش كنيد.
مشت مي كوبم بر در
پنجه مي سايم بر پنجره ها
من دچار خفقانم ، خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چيز
پگذاريد هواري بزنم
باز با شما هستم
اين در ها را باز كنيد
من به دنبال فضايي مي گردم
لب بامي
سر كوهي
دل صحرايي
كه در آنجا نفسي تازه كنم
مي خواهم فرياد بلندي بكشم
كه صدايم به شما هم برسد
من هوارم را سر خواهم داد
چاره ي درد مرا بايد اين داد كند
از شما خفته ي چنگ
چه كسي مي آيد
با من فرياد كند؟
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت
1:47 PM  توسط امير حسين بدخشان
|